السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
386
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
20 - روايت احمدبن فاذويه طحّان خطيب گويد : « احمدبن فاذويه بنعزرة ابوبكر طحّان ، از احمدبن محمّدبن يزيدبن سليم حديث نقل كرده است . و از او روايت كردهاند : محمّدبن مظفّر و ابوالقاسم بنثلّاج . مرا خبر داد احمدبن محمّد عتيقى از عبداللَّهبن محمّدبن عبداللَّه شاهد ، از ابوبكر احمدبن فاذويهبن عزرة الطحّان ، از ابوعبداللَّه احمدبن محمّدبن يزيدبن سليم از رجاءبن سلمة از ابومعاويهى نابينا ، از اعمش از مجاهد ، از ابنعبّاس كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على در آن است ، پس هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر بيايد . » « 1 » 21 - روايت نعمانبن هارون بلدى وازرجال حاكم دركتاب « المستدرك » استكه حديث راصحيح دانسته است . شرح حالش حافظ خطيب در تاريخش از او ياد كرده ، چنين آورده است : « نعمان بن هارونبن محمّدبن هارونبن جابربن نعمان ، ابوالقاسم شيبانى بلدى به « ابنأبى دلهاث » شناخته مىشود . به بغداد آمد و در آنجا حديث گفت . . . از او روايت كردهاند : محمّدبن مظفّر و علىّبنعمر السكرى ، از حال او جز نيكى ندانستم . » « 2 » 22 - روايت عبدالرّحمانبن سليمانبن موسى جرجانى او استادِ حافظ ، ابنعدى است . و حديث شريف از او روايت شده است كه خواهد آمد .
--> ( 1 ) . تاريخ بغداد 4 / 348 . ( 2 ) . تاريخ بغداد 13 / 454 .